محمد مهدى ملايرى
202
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ديگر زبانها در قرآن استعمال شده و قطعا در ميان اعراب آن زمان معروف بوده نظريههائى جز براساس موازين لغوى اظهار شود . زيرا كسانىكه از اين آيات چنين فهميدند بالضروره مىبايستى منكر وجود كلمات غير عربى در قرآن گردند . چنان كه ابو عبيده و امام فخر رازى و جمعى ديگر چنين كرده و گفتهاند كه اين كلمات همه عربى الاصل هستند ، و اگر در زبانهاى ديگر هم نظاير آنها وجود دارد اين از قبيل تصادف و اتفاق در وضع است . ولى با وجود اين چون در هر حال وجود كلمات خارجى را كه غير عربى بودن آنها آشكار است ناديده نمىشد گرفت و تنها با « لا نسلّم » وجود آنها از ميان نمىرفت ؛ بدينجهت علماى ديگر كه بيشتر آنها از فقها بودند مانند ابن عباس و مجاهد و ابن جبير و عكرمه و عطاء وجود كلمات خارجى را در قرآن اذعان نمودند ، و در نتيجه براى جمع بين ايندو نظر ، نظر ديگرى بوجود آمد كه آن را ابو عبيد قاسم بن سلّام بديننحو تقرير كرد كه : اين كلمات اگرچه اصلا غير عربى هستند و از زبانهاى ديگر به عربى راه يافتهاند ولى چون پس از ورود به اين زبان با كلمات عربى درآميخته و صورت عربى به خود گرفتهاند از اينجهت مىتوان آنها را هم عربى شمرد . « 1 » بههرحال اظهار اين گونه نظرها باعث گرديد كه موضوع كلمات دخيل در زبان عربى از همان آغاز كار غير از جنبهء لغوى صرف كه مىبايستى مبتنى بر بحث و تحقيق و استقراء و جستوجو باشد ، جنبهء ديگرى هم پيدا كند كه تا حدّى مىتوان آن را جنبهء عقيدتى و دينى ناميد ، و شايد اين نظر هم كه در نزد بعضى از ارباب لغت ديده مىشود كه وجود كلمات خارجى را در عربى مخالف با اصالت زبان عربى پنداشته و گمان بردهاند كه اذعان به وجود چنين كلماتى در اين زبان با اعتبار و اهميت آن منافات دارد ، ناشى از همين جنبه است . و نيز از همينجا است كه برخى از لغتنويسان عربى تا وقتىكه بتوانند كلمهاى خارجى را هرچند با تكلّف هم باشد به يك اصل عربى برگردانند آن را از كلمات دخيل نمىشمرند . و بسيارى از اشتقاقهاى ناسنجيده و معنيهاى بىتناسبى هم كه گاهى
--> ( 1 ) . رجوع كنيد به المزهر ، ج 1 ، ص 266 و ما بعد ، چاپ سوم ، دار احياء الكتب العربية - مصر .